| به مناسبت هفته تکريم سالمندان و بازنشستگان؛ آمادگي براي سالمندي از روزهاي جواني |
|
گروه جامعه- مريم زنگنه: اول اکتبر روز جهاني سالمند است و در ايران هفته اي به نام سالمندان نامگذاري شده است اما من نمي

خواهم اين گزارش را با اين اوصاف آغاز کنم که سالمندي به چه دوراني گفته مي شود و سالمندان را بايد تکريم کنيم و... بلکه مي خواهم با گفتن اين جمله وارد اصل گزارش شوم که با يادگيري شيوه هاي سالم زندگي کردن در جواني، بياييد سالمندي خود را بيمه کنيم. بي تحرکي، عادتهاي بد غذايي، استرسهاي بيش از حد و کم خوابي در جواني آثار خود را در سالمندي نشان مي دهد. در دوران سالمندي بدن ضعيف مي شود و ناتواني هاي جسمي و روحي، بيماريهايي چون فشار خون و ديابت و ناراحتي هاي قلبي و عروقي مشکلات سالمندان را صد چندان مي کند. پس چقدر خوب است که از دوران جواني سعي کنيم سالمندي درستي داشته باشيم.
و اما سالمندي...
بر اساس تعريفهاي سازمان بهداشت جهاني، هر فرد بالاي 60 سال سالمند تعريف مي شود. دکتر کيوان دواتگران، مدير کل دفتر امور سالمندان در سازمان بهزيستي کشور نيز مي گويد: در ايران هم مبناي تعريف سالمندي همان تعريف سازمان بهداشت جهاني است ولي برخي تعريفهاي ديگر سن بالاي 65 سال را سالمند تعريف مي کنند. دکتر دواتگران البته تأکيد مي کند: حتي دوران سالمندي هم به 3 قسمت تقسيم مي شود. سالمندان جوان که بين 60 تا 70 سال هستند. سالمند ميانه بين 70 تا 80 و سالمند سالمند که بالاي 80 سال است. وي مي افزايد: طبق سرشماري سال 85 با مبناي بالاي 60 سال بيش از 5 ميليون و 200 هزار نفر در کشور ما سالمند هستند و بر اساس تعريف بالاي 65 سال 3 ميليون و 600 هزار نفر سالمند در کشور حضور دارند. وي مي گويد: در طول سالهاي اخير سياست دفتر امور سالمندي بهزيستي بر اساس افزايش مراکز تخصصي روزانه بود و کمتر سعي شد که مراکز شبانه روزي تأسيس شود زيرا بهتر است سالمند روز را که همه اعضاي خانواده به سر کار مي روند به مراکز ما تحويل داده شود اما شب در کنار خانواده اش باشد به همين دليل آمار مراکز شبانه روزي بالا نرفته است و از چند سال قبل که 300 مرکز در کشور بود، همچنان ثابت مانده است اما به جاي آن مراکز جامع که خدمات تخصصي ارايه مي دهند و مراکز روزانه افزايش يافت. مدير کل دفتر امور سالمندان سازمان بهزيستي کشور خاطرنشان مي سازد: 10 درصد از جامعه سالمند بالاي 60 سال از درجاتي از معلوليتهاي شديد و عميق و سطحي برخوردار هستند که از اين 520 هزار نفر، 200 هزار نفر زير پوشش خدمات سازمان بهزيستي و خدمات حمايتي مثل مستمري و خدمات تخصصي قرار دارند. وي مي گويد: خدمات براي سالمندان در روستاها با همکاري شبکه بهداشت و دانشگاه هاي علوم پزشکي انجام مي شود. اغلب اين خدمات در روستاها به شکل آموزش افزايش سطح مهارتهاي زندگي و اجتماعي است زيرا هيچ کس به سالمندان نمي آموزد که اگر در منزل تنها بود و زمين خورد، چه بکند؟ وي مي افزايد: 20 هزار نفر از سالمندان در مراکز شبانه روزي از خدمات بهزيستي استفاده مي کنند و همچنين تيمهاي ارايه خدمات به منزلهاي سالمندان مي روند. اين تيم شامل پزشک، پرستار، مددکار و روان شناس است و در منزل خدماتي به سالمندان ارايه مي دهند آنها با تعيين موقعيت سالمندان اولويت را تعيين مي کنند و بر اساس آن خدمات ارايه مي دهند.وي خاطرنشان مي کند: 183 مرکز خالص شبانه روزي در کشور فعال هستند که از سال 83 تاکنون آمارش چندان اضافه نشده است اما 37 مرکز روزانه و 67 مرکز جامع مراکزي هستند که ظرف 5 سال به وجود آمده اند.وي مي گويد: اما سؤال اينجاست که آيا فقط درصدي از سالمندان که زير پوشش ما هستند بايد از خدمات استفاده کنند و دولت نبايد براي سالمنداني که منشأ خير در جامعه هستند برنامه هايي داشته باشد؟ سالمنداني که استاد دانشگاه هستند و برخي فعاليتهاي بسيار مفيد انجام مي دهند؟ در انتظار شوراي عالي بيمه
وي مي گويد: شوراي عالي سالمندي قرار بود تمام سالمندان را تحت پوشش قرار دهد اما اين شورا به دليل همکاري نکردن وزارت رفاه از 4 سال قبل تاکنون شکل نگرفته است. وي مي افزايد: در ايران متأسفانه فقط 2 پزشک با تخصص طب سالمندي داريم در حالي که اين رقم در انگليس دو هزار نفر است و در کشورهاي ديگر بيمارستانهاي تخصصي سالمندي دارند اما در ايران فقط به تازگي در بيمارستان طالقاني پلي کلينيک سالمندي در حال راه اندازي است. دکتر دواتگران يادآور مي شود: البته برنامه ريزي براي سالمندان در سياستهاي وزارت بهداشت وجود دارد اما سالمندان هنوز دفتري مستقل در اين وزارتخانه ندارند. وي مي گويد: در دوره هاي آزمون دستياري هرگز، دستياري در طب سالمندي ديده نشده است و وظيفه بهزيستي تربيت نيروي طب سالمندي نيست.وي در بخش ديگري از گفته هايش تأکيد مي کند: ميانگين هزينه نگهداري يک سالمند در منزل 550 هزار تومان است اما شهريه مراکز شبانه روزي بهزيستي بر اساس درجه بندي 275 هزار تومان است که 110 هزار تومان آن هم يارانه دولت است اما گاهي در مراکزي که خدمات تخصصي بر اساس درخواست خانواده به سالمند ارايه مي شود تا سه برابر اين شهريه از خانواده ها قابل دريافت است. اما شهريه در مراکز روزانه 70 هزار تومان و يارانه آن بين 45 تا 60 هزار تومان است. وي يادآور مي شود: در حال حاضر 19 هزار نفر سالمند در مراکز روزانه و 11 هزار نفر در مراکز شبانه از فعاليتهاي مراکز بهره مند هستند. |
۱۱/۷/۸۸
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 7:5 توسط مریم زنگنه
روايت خبرنگار قدس از سومين جشنواره رسانه هاي ديجيتال ؛ از شمشير نادر تا کافه وبلاگ نويس ها |
|
مريم زنگنه-امسال سومين سال پياپي است که نمايشگاه رسانه هاي ديجيتال برگزار مي شود، به عنوان يک خبرنگار فکر مي کردم

اکنون در نمايشگاه بايد با انواع و اقسام سايتهاي خبري و خبرگزاري مواجه باشم اما وقتي وارد نمايشگاه مي شوي تازه متوجه مي شوي که هر آنچه را که بشود با رايانه نمايش داد و يا به نحوي با آن مرتبط است، ذيل نمايشگاه رسانه هاي ديجيتال قرار گرفته است. از بازيهاي رايانه اي بگير تا جمع وبلاگ نويس ها. در اينکه وبلاگ نويسي هم نوعي کار رسانه اي است شکي ندارم اما جايگاه بازي هاي رايانه اي ايراني و خارجي را در نمايشگاه رسانه هاي ديجيتال متوجه نمي شوم. از قضا چقدر هم از اين بخش استقبال شد. غرفه اي به نام بازيهاي رايانه اي نوجوانان و کمي آن سوتر بازيهاي رايانه اي کودکان. مربيان مهدکودک ها شايد به دليل وجود همين بازيها کودکان زير 5 سال را به نمايشگاه رسانه هاي ديجيتال آورده بودند.در غرفه دنياي ديجيتال نوجوان يک ميز نسبتاً بزرگ قرار دارد که روي آن بيش از 20 سيستم کامپيوتر با «ال- سي- دي»هاي صفحه تخت قرار گرفته است اما هيچ نوجواني از آن استفاده نمي کند يا نمي دانند اينها براي استفاده عموم است و يا واقعاً براي استفاده عموم نيست!

بازيهاي رايانه اي ايراني
پسر نوجواني که در آن قسمت کار مي کند، از وجود بازي هاي معروف ايراني با عنوان عصر پهلوان، شمشير نادر، لانه شيطان و عمليات انهدام خبر مي دهد. وي مي افزايد: تنها بازي هاي رايانه اي ايراني است که دو هزار و 200 تومان قيمت آن است، اما يک بازي مثل «شمشير نادر» شش هزار و پانصد تومان قيمت دارد. وي مي گويد: اين بازي ها از گرافيک بسيار پاييني برخوردار است و اصلاً کيفيت ندارد اما بازي هاي خارجي از هزار تومان تا چهارهزار تومان قيمت دارند که بسيار با کيفيت است، حتي يک بازي هزار توماني خارجي از بازي چهارهزار و پانصد توماني داخلي کيفيت بهتري دارد که البته بايد به بحث حقوق مؤلف و مصنف توجه داشت. جالب است بدانيد 78 شرکت کننده در نمايشگاه حضور دارند که فقط بخشي از اين تعداد شرکت کننده به مفهوم واقعي کلمه کار رسانه را انجام مي دهند. اما بقيه فقط براي تبليغ آمده اند، مثلاً غرفه هايي هستند که «سي دي»هاي سريال هاي تلويزيوني را مي فروشند و اگر مقابل يکي از اين غرفه ها بايستي حتماً مي تواني قسمتي از شبهاي برره را ببيني! سالن مولتي ويژن هم در جاهايي از وسط سالن بزرگ مصلا جا خوش کرده است که در زمان حضور ما تعطيل بود. انواع و اقسام نرم افزارهاي آموزشي زبان انگليسي، انواع و اقسام شرکتهايي که تست کنکور کارشناسي ارشد و کارشناسي مي فروشند، با تبليغات بسيار گسترده در نمايشگاه وجود دارند.
بلاگرها در دنياي واقعي
اما «يوتيوب» نيز يکي از غرفه هايي است که در همان بدو ورود با دکور قرمزش نظر همگان را جلب مي کند. مسؤول اين غرفه مي گويد: اکنون با گذشت سه روز از آغاز نمايشگاه رسانه هاي ديجيتال، هنوز اينترنت قطع است. در غرفه ديگري نيز که بيشتر شبيه يک کافه سنتي است، چند جوان نشسته اند. ورودي غرفه را پرده نصب کرده اند، پرده اي که با مهره هاي قهوه اي و کرم تزئين شده است و داخل غرفه تخت گذاشته اند روي آن قاليچه پهن کرده اند و پشتي گذاشته اند واقعاً جاي قليان و چاي در اين غرفه خالي است، غرفه اي است مربوط به وبلاگ نويس ها؛ به گفته جوان داخل غرفه وبلاگهاي ارزشي. او مي گويد: بلاگرهايي که ارزشي مي نويسند، چند سالي بود با يکديگر ارتباط داشتند اما اين ارتباط فقط در دنياي مجازي بود. تا اينکه مدتي قبل بلاگرها تصميم گرفتند در دنياي واقعي دور هم جمع شوند تا از نزديک با يکديگر آشنا شوند و آنجا بود که راه اندازي اين کافه توسط اعضا و با هزينه شخصي خودشان کليد خورد. او مي گويد: ده ها هزار وبلاگ در داخل و خارج کشور هستند که عليه نظام مي نويسند اما ما بلاگرهايي که براي نظام و دين و قرآن مي نوشتيم اتحادي نداشتيم که اکنون با راه اندازي اين کافه متحد شده ايم. آستان قدس رضوي و ميهماني با تصاوير حرم
جشنواره فرهنگي هنري امام رضا نيز محلي است که توسط آستان قدس رضوي راه اندازي شده است، فضاي نسبتاً بزرگي که ابتکار جالبي هم داشتند، در قسمتي از غرفه عکسهايي از حرم مطهر حضرت امام رضا(ع) به ديوار نصب کرده بودند که در مقابل آن عينکهايي آويزان بود. اگر آن عينک ها را مي زدي تصويرها را سه بعدي مي ديدي و خودت را در آن فضا حس مي کردي، همچنين مؤسسه مشاوره جوانان آستان قدس رضوي يک نرم افزار ويژه دختران منتشر کرده است که جزو پنج اثر برتر نمايشگاه رسانه هاي ديجيتال شناخته شده و مورد توجه بازديدکنندگان قرار گرفته است. باشگاه پژوهشگران جوان دانشگاه آزاد اسلامي واحد دماوند نيز با راه اندازي غرفه اي، ابتکار عملي به خرج داده اند و بجاي اينکه در روزنامه ها آگهي بزنند و فراخوان داشته باشند، غرفه اي گرفته اند و بدين وسيله براي برگزاري اولين همايش ملي مديريت و اقتصاد رسانه دعوت مي کنند البته برگزار کنندگان اين همايش و حضورشان در اين غرفه اين بوده است که فقط کساني که به نوعي با رسانه سروکار دارند بازديد کننده اين نمايشگاه خواهند بود و نمي دانستند بچه هاي مهدکودک و پيش دبستاني هم مي آيند تا در غرفه هاي مربوط به خودشان بازي کنند. ضمناً وجود مهدکودکي در وسط سالن اصلي براي نگهداري از کودکاني که والدين آنها به ديدن نمايشگاه آمده اند، ابتکار خوب ديگري است. نزديک ظهر که مي خواهيم برگرديم، درست در مقابل سال نمايشگاه غرفه هاي خوراکي را مي بينيم که شلوغ تر از نمايشگاه است. |
۱۳/۷/۸۸
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 7:2 توسط مریم زنگنه
| در آستانه روز جهاني کودک صورت گرفت ؛ وعده غذاي گرم به بچه هاي مهد کودک |
|
* مريم زنگنه گروه جامعه: 16 مهرماه روز جهاني کودک است و شعار امسال براي اين روز کودک توانمند، جامعه پويا و زندگي با نشاط است.

چند سال قبل زماني که ما کودک بوديم، فقط روزي که تلويزيون چند کارتون اضافه نشان مي داد و مجري برنامه کودک روزجهاني کودک را تبريک مي گفت مي فهميديم آن روز، روز جهاني کودک است و در عالم کودکي چقدر براي خودمان خيالات مي بافتيم. اکنون که بزرگسال شده ايم البته بچه ها، به محروميت دوران کودکي ما نيستند و در روز جهاني کودک چه در مدرسه باشند و چه مهدکودک برنامه هايي برايشان تدارک ديده مي شود. جوادي، مديرکل دفتر امور کودکان و نوجوانان سازمان بهزيستي کشور مي گويد: برنامه هاي مختلفي براي اين روز براي کودکان مهدها در نظر گرفته ايم که برنامه آغازين آن اجراي يک وعده غذاي گرم در مهدکودکهاي سراسر کشور است. کودکان مهدها به مدت 110 روز يعني تا پايان اسفندماه از روزانه يک وعده غذاي گرم برخوردار خواهند بود. وي مي افزايد: سال 1385 اين برنامه با 500 ميليون تومان اعتبار آغاز شد اما اکنون 9 ميليارد تومان براي آن اعتبار در نظر گرفته شده است و 163 هزار و 673 کودک 3 تا 6 سال در 14 هزار مهدکودک از آن برخوردار خواهند شد. وي مي افزايد: هفت هزار مهدکودک در روستاها نيز سال گذشته روزانه يک وعده غذاي گرم را به کودکانشان دادند و 10 درصد مهدکودکها در مناطق آسيب خيز شهري نيز از يک وعده غذاي گرم برخوردار بودند که بسيار به آنها کمک کرد.جوادي خاطرنشان مي سازد: البته اعتبار سال گذشته براي يک وعده غذاي گرم براي 150 هزار کودک بود اما استان 208 هزار کودک را از غذاي گرم برخوردار کردند که اين رقم به دليل اعتبار جداگانه اي است که از استانها اختصاص پيدا مي کند، امسال اعتبار بهزيستي براي 163 هزار کودک است اما مطمئن هستيم کودکان بيشتري از غذاي گرم برخوردار مي شوند. مسأله اينجاست که غذاي گرم فقط به کودکاني مي رسد که از مهدکودکها استفاده مي کنند، در حالي که کودکان زيادي در کشور ما هستند که به دليل فقر اقتصادي، فرهنگي خانواده ها نه غذاي مناسب مي خورند و نه از خدمات مهدکودکها استفاده مي کنند. اين را از گفته هاي جوادي مي شود فهميد که مي گويد: تنها 30 درصد ازکودکان 3 - 6 سال کشور از خدمات مهدکودکها استفاده مي کنند و 70 درصد کودکان به دليل مشکلات اقتصادي و فرهنگي نمي توانند از مهدکودکها استفاده کنند. وي تأکيد مي کند: سالانه يک ميليون و 200 هزار کودک در کشور زاده مي شوند و اکنون حدود 7 ميليون کودک قبل از دبستان در کشور وجود دارند. وي مي گويد: براي اينکه بتوانيم اين خلاء را جبران کنيم، مهدکودکهاي سيار و برنامه هاي آموزشي فرهنگي براي خانواده ها گذاشته ايم و براساس برنامه هاي پيش بيني شده تا پايان چشم انداز 20 ساله بايد 90 درصد کودکان از خدمات مهدکودکها استفاده کنند. وي خاطرنشان کرد: محتواي آموزشي کودکان زير سه سال نيز پس از چند سال کار تحقيقاتي پياپي سرانجام به نتيجه رسيد و در سال آينده اين محتواي آموزشي يکسان به سراسر کشور ابلاغ خواهد شد. همچنين براي انجام حرکات ورزشي بچه ها نيز برنامه ريزي شده است و با همکاري دانشگاه علوم پزشکي اکنون در 4 استان گلستان، سمنان، تهران و اصفهان برنامه هاي ورزشي در مهدکودکها اجرا مي شود و بسته آموزشي ورزشي براي کودکان سال آينده در سراسر کشور اجرا خواهد شد.وي تأکيد مي کند: براي اجراي اين برنامه ما 3 فدراسيون آيروبيک، ژيمناستيک و جديداً نيز با فدراسيون ورزشهاي پهلواني تفاهم نامه امضا کرده ايم.
رتبه بندي شهريه مهدکودکها
اما عمده پرسش خبرنگاران از جوادي در خصوص شهريه مهدکودکهاست. وي مي گويد: تمام شهريه هاي مهدکودکها براساس رتبه بندي که انجام شده است، تعيين مي شود، اين رتبه بندي مخصوص مهدکودکهاي مناطق برخوردار شهري است و روستا مهدها و مهدهاي مناطق آسيب خيز شهري از اين رتبه بندي معاف هستند. وي مي افزايد: براساس رتبه بندي مهدکودکهاي کشور، 25 درصد مهدکودکها فاقد ستاره هستند، 28 درصد يک ستاره، 31 درصد دو ستاره، 10 درصد سه ستاره هستند و شهريه براساس خدماتي که در اين مهدکودکها ارائه شود پرداخت خواهد شد. وي مي گويد: در شهر تهران به دليل شرايط خاص و هزينه پرسنلي مهدکودکها علاوه بر ستاره دار بودن در 6 طبقه نيز تقسيم بندي شده اند و شهريه نيز براساس آن تعيين مي شود. مهدکودکهاي بي ستاره حق افزايش شهريه را ندارند و شهريه همچون سالهاي گذشته از کف 23 هزار تومان تا سقف 96 هزار تومان است. وي مي گويد: تنها 5 درصد مهدکودکهاي تهران سه ستاره و بقيه يک و دو ستاره هستند. در استان تهران هزار و 100 مهدکودک وجود دارد که 609 مهد رتبه بندي شدند و فقط 301 مهدکودک 3 ستاره هستند. شهريه در يک مهدکودک 3 ستاره در تهران 187 هزار تومان است که اين رقم شهريه همراه با درجه مهدکودک بايد در منظر ديد والدين باشد. وي مي افزايد: کميته تخصصي استانها نيز شهريه مهدکودکها در مراکز استانها را تعيين مي کند. جوادي در بخش ديگري از گفته هايش خاطرنشان مي سازد: ساختار نظارتي بهزيستي براي دو هزار مهدکودک است و سازمان براي نظارت بر امور مهدکودکها از بخش خصوصي استفاده کند. اکنون 95 درصد مهدکودکها خصوصي است و براي نظارت هم از آنها استفاده مي شود. وي مي گويد: سازمان بهزيستي براي کودکاني که والدين آنها توانايي پرداخت شهريه را ندارند به ازاي هر کودک 10 هزار تومان به جز شهر تهران سرانه پرداخت مي کند. اين رقم بيشتر براي روستامهدهاست که اعتبار آن اکنون 40 ميليارد تومان است، ضمن اينکه شهريه در روستا مهدها از 500 تومان شروع مي شود و حداکثر 10 هزار تومان است. وي مي افزايد: ميانگين شهريه در کل کشور سال گذشته 33 هزار تومان بود همچنين 60 هزار کودک از يارانه 10 هزار توماني استفاده کردند. يارانه 10 هزار توماني امسال براي 40 هزار کودک است. وي گفت: اکنون 30 درصد کودکان 3 تا 6 سال از خدمات مهدکودکها استفاده مي کنند که تا پايان برنامه پنجم اين رقم به 40 درصد خواهد رسيد. بهزيستي به 5 گروه از کودکان خدمات مي دهد. اول مهدکودکها، کودکان کار، کودکان معلول ذهني جسمي حرکتي، کودکان بي سرپرست و بدسرپرست و سرانجام کودکان زناني که تحت پوشش بهزيستي و سرپرست خانوار هستند. وي در بخش ديگري از گفته هايش خاطرنشان کرد: هيچ توصيه اي براي حضور کودکان زير 3 سال در مهدکودکها نداريم، اما با اين حال سازمان محتواي آموزشي خاصي براي اين کودکان در سراسر کشور ابلاغ خواهد کرد. گفتني است، براي هر 10 کودک شيرخوار بايد 3 مربي در مهد حضور داشته باشند. | |
۱۵/۷/۸۸
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 7:1 توسط مریم زنگنه
| در آستانه هفته انجمن اوليا و مربيان؛ اوليايي که فقط يک هفته در کنار مربيان هستند |
|
* مريم زنگنه هفته پيوند اوليا و مربيان از اواخر اين هفته آغاز مي شود، در اين هفته مدير مدرسه بايد اولياي دانش آموزان را به مدرسه دعوت کند و از فعاليتهاي خود گزارشي ارائه دهد.انجمن اوليا و مربيان يک نهاد است. يک نهاد مردمي که رشد انجمنهاي اوليا و مربيان تابعي است از رشد جامعه مدني و به نوبه خود بر آن تأثير مي گذارد. انجمن اوليا و مربيان يکي از قديمي ترين نهادهاي مدني است. آغاز همکاري خانه و مدرسه در قالب انجمن به سال 1326 شمسي بر مي گردد. در مرامنامه انجمن آمده است: انجمن ملي و اوليا و مربيان ايران سازماني است غيرانتفاعي و غيردولتي، اين مؤسسه با همکاري و پشتيباني کساني که به تربيت عمومي نونهالان و نوجوانان علاقه دارند، تشکيل مي شوند و هدفهاي معين و مشخصي را بر محور سياستهاي کلي آموزش و پرورش کشور و با معيارهاي فدراسيون بين المللي اوليا و مربيان براي نيل به هدفهاي خود تعقيب مي کند. انجمن ملي اوليا و مربيان ايران سازماني است که در آن تعصب مذهبي، طبقاتي، نژادي و يا سياسي راه ندارد و صرفاً جنبه تربيتي همگاني دارد. همچنين آرمان انجمن بهسازي روابط اجتماعي در سطح کشور و جهان از طريق تربيت نسل جوان توسط کساني است که تمام يا قسمتي از وقت و نيرو خود را وقف تأمين آينده اجتماع و جهاني مي کنند که ما در آن زندگي مي کنيم. در انجمن اوليا و مربيان مدرسه، علاوه بر نمايندگان اوليا، مدير مدرسه، يکي از معاونان، مربي پرورشي و نماينده معلمان مدرسه عضويت دارند و نماينده شوراي دانش آموزي نيز بر حسب ضرورت مي تواند در جلسات انجمن شرکت کند. انجمن براي بالا بردن آگاهي خانواده ها و تقويت مشارکت آنان، کلاسهاي آموزش خانواده را در طول سال تحصيلي برگزار مي کند. تصميم گيري در مورد کلاسهاي تقويتي و فوق برنامه با انجمن است. گسترش مالي مدرسه و مسائلي مانند تعميرات و تهيه تجهيزات زير نظر انجمن است. آنچه که در آموزش و پرورش به نام مدرسه محوري خوانده مي شود، چيزي نيست جز تفويض اختيارات گسترده براي اداره مدرسه به انجمن اوليا و مربيان. کاهش تصدي گري دولت و سپردن کار مردم به مردم از طريق تقويت انجمن ميسر است. انجمنهاي اوليا و مربيان در صورتي که با همديگر ارتباط افقي داشته باشند، مي توانند به بزرگترين نهاد مدني جامعه تبديل شوند. اما در حال حاضر انجمنهاي اوليا و مربيان در مدارس بيشتر ظاهري و تشريفاتي شده است. البته حضور دايم اوليا در جلسات انجمن اوليا و مربيان مربوط به قسمتهاي مرفه نشين شهر است که اغلب اوليا مشکلات معيشتي ندارند، اما در قسمتهاي جنوب شهر که اغلب والدين کم سواد و يا حتي بي سوادند و همچنين مشکلات اقتصادي در آن قسمتها بيشتر از شمال شهر است، دعوت به جلسه اوليا و مربيان اين تلقي را در ذهن اوليا به وجود مي آورد که مي خواهند پول بگيرند. همچنين در والدين اين انديشه وجود دارد که والديني که تمکن مالي بيشتري دارند، عضو انجمن اوليا و مربيان هستند؛ زيرا کمک مالي بيشتري به مدارس مي کنند. پس مي توانند بيشتر در امور مدرسه دخالت کنند.البته در روستاها نيز وضعيت به همين منوال است، اوليا اغلب وقت شرکت در جلسات مدرسه را ندارند و تمام امور مدرسه را به مدير آن مدرسه واگذار مي کنند. بحث تمرکز زدايي و واگذاري اختيارات به استانها و پس از آن هيأت امنايي شدن مدارسي که توسط خيرين ساخته شده است، تلاش مي کند که جلب اعتماد والدين را داشته باشند تا آنها بيشتر در جلسات شرکت کنند که تا حدودي نيز موفق شده است، اما باز هم مسأله فرهنگي در اين جريان از اهميت بالايي برخوردار هستند مدارسي که در آنها جلسات انجمن اوليا و مربيان به بيهوده گويي و تملق رئيس مدرسه مي گذرد.
|
۲۰/۷/۸۸
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 7:0 توسط مریم زنگنه
گوش مسؤولان و فرياد معلولان براي اجراي قانون 3 درصد استخدام؛ وقتي مديران دولتي نمي بينند و نمي شنوند |
|
گروه جامعه- مريم زنگنه: پشت ميز تحرير نشسته ام و تلاش مي کنم گزارشم را آغاز کنم. به دنبال بهترين ورودي مي گردم. يک

لحظه همه جا ساکت مي شود. انگار هيچ کس در تحريريه نباشد. گوشهايم بشدت حساس مي شود و به دنبال صدا مي گردم. از خيابان هم صدا نمي آيد. انگار زمان متوقف شده است. فکر مي کنم اگر من ناشنوا بودم، چقدر به من سخت مي گذشت. چقدر بد بود اگر نمي توانستم صداي مادرم را بشنوم و يا وقتي دلگيرم هدفون را روي گوشهايم بگذارم و فارغ از زمان و مکان به موسيقي دلخواهم گوش کنم. مي خواهم گزارشي درباره معلولان بنويسم لحظه اي چشمانم را مي بندم و خيال مي کنم قرار است چيزي را نبينم و راه بروم، بخوانم، بنويسم، حتي لحظه اي هم نمي توانم تحمل کنم. چشمانم را باز مي کنم. دوباره فکر مي کنم اگر قرار بود روي همين صندلي که نشسته ام يک عمر بنشينم و نتوانم.... نه .... با تمام وجود خدا را شکر مي کنم و براي همه آنها که با يک معلوليت و گاهي چند معلوليت مواجه هستند آرزوي آرامش مي کنم. اما حتم دارم و حاضرم تمام مقدسات عالم را به شهادت بگيرم که خداوند آنقدر مهربان است که اگر عضوي را از کسي گرفته است، عضو ديگري را چند صد برابر فعال تر از همان عضو در بدن يک انسان سالم قرارداده است. شاهدم بر اين ادعا دختري است که از مادر نابينا متولد شده است، اکنون فوق ليسانس جامعه شناسي دانشگاه تهران را به پايان رسانده است. وقتي با او به بحث مي نشيني آنقدر کتاب خوانده است و آنقدر خوب حرف مي زند که من با دو چشم بينا از او خجالت مي کشم. از اينکه چقدر در مقابل او کم مي آورم.
استخدام معلولان و قانوني که فقط تصويب شده است
شايد مقدمه بالا به اصل گزارش بي ربط به نظر برسد، اما ربط آن را متوجه مي شوي، وقتي فکر کني که نابينا باشي، در يکي از سخت ترين رشته هاي دانشگاه فوق ليسانس گرفته باشي، اما بيکار باشي، زيرا مسؤولان زيربار قانون نمي روند. ماده 7 قانون جامع حمايت از معلولان مي گويد: دولت موظف است براي ايجاد فرصتهاي شغلي براي افراد معلول تسهيلات ذيل را فراهم کند: الف: اختصاص حداقل 3 درصد از مجوزهاي استخدامي (رسمي، پيماني، کارگري) دستگاه دولتي و عمومي اعم از وزارتخانه ها، سازمان ها، موسسات، شرکتها و نهادهاي عمومي و انقلابي و ديگر دستگاه هايي که از بودجه عمومي کشور استفاده مي کنند، به افراد معلول واجد شرايط. ب: تأمين حق بيمه سهم کارفرما توسط سازمان بهزيستي کشور و پرداخت آن به کارفرماياني که افراد معلول را به کار مي گيرند. ج: پرداخت تسهيلات اعتباري به واحدهاي توليدي، خدماتي، عمراني و صنفي و کارگاه هاي توليدي حمايتي در مقابل اشتغال افراد معلول به ميزاني که در قوانين بودجه سالانه مشخص مي شود. د: پرداخت تسهيلات اعتباري خود اشتغالي (وجوه اداره شده) به افراد معلول به ميزاني که در قوانين بودجه سالانه مشخص مي شود. ه: پرداخت تسهيلات اعتباري (وجوه اداره شده) براي احداث واحدهاي توليدي و خدماتي اشتغال زا به شرکتها و موسساتي که بيش از 60 درصد سهام و سرمايه آنها متعلق به افراد معلول است. و: اختصاص حداقل 60 درصد پستهاي سازماني تلفنچي (اپراتور تلفن) دستگاه ها، شرکتهاي دولتي و نهادهاي عمومي به افراد نابينا، کم بينا و معلولان جسمي- حرکتي ز: اختصاص حداقل 60 درصد از پست هاي سازماني متصدي دفتري و ماشين نويسي دستگاه ها، شرکتها و نهادهاي عمومي به معلولان جسمي- حرکتي همان گونه که عنوان شد شرکتهاي دولتي موظف هستند درصد قابل توجهي از پست هايي را که احتياج به حرکت زياد ندارد به افراد معلول واگذار کنند، اما واقعاً چند نفر از شما تاکنون با مراجعه به يک دستگاه دولتي مشاهده کرده ايد که يک نابينا اپراتور تلفن باشد. اما مسأله اينجاست که به دليل وجود برخي ملاحظات، دولت مدتهاي طولاني است که از استخدام افراد به شکل رسمي خودداري مي کند و جمع زيادي از جواناني که هيچ محدوديتي به لحاظ جسمي ندارند و تحصيلکرده هم هستند نيز بيکارند، اما با کمي ابتکار عمل و ايجاد خلاقيت مي توان در خانه نشست و کار کرد. بخصوص معلولان جسمي- حرکتي که مشکل رفت و آمد به محل کار دارند، مي توانند در منزل کار کنند، مثلاً مي توانند کارهاي خاصي را از کارخانجات توليدي سفارش بگيرند و در منزل انجام دهند.
مسؤولان خبرهاي خوش مي دهند
خبرگزاري فارس به نقل از مديرکل بهزيستي خراسان شمالي مي نويسد: «قول مساعد برخي دستگاه ها براي استخدام معلولان خراسان شمالي.» عليرضا قرباني در بجنورد به خبرنگار فارس گفته است: اين موضوع در ديدارهايي که مسؤولان بهزيستي خراسان شمالي با دستگاه هاي مختلف در نشست اخير خود در مصلاي نماز جمعه داشتند، تحقق يافته است. وي تصريح کرد: در اين ارتباط برخي از دستگاه هاي استان موافقت قطعي و ضمني خود را براي بکارگيري معلولان و مددجويان اين استان در مشاغل موردنياز اعلام کرده اند. وي افزود: طبق قانون بايد 60 درصد از اپراتورها و بخشهاي دبيرخانه دستگاه ها به معلولان اختصاص پيدا کند، در حالي که بنا به شرايط مختلف دستگاه ها به اين موضوع کم توجه بوده اند. علي اصغر شاهزيدي، رئيس اداره اشتغال و کارآفريني سازمان بهزيستي استان اصفهان نيز ضمن گلايه از عدم اجراي قانون 3 درصد استخدامي گفت: در عمل معلولان همانند ساير افراد عادي در آزمون استخدامي آن دستگاه شرکت مي کنند و در صورت قبولي با ارائه گواهي معلوليت پس از ارزيابي در طب کار به دليل معلوليت پذيرفته نمي شوند.
مديران تمکين نکردند
شمس الدين درويش پور رئيس اداره اشتغال و کارآفريني سازمان بهزيستي کشور به خبرنگار ما گفت: قانون جامع حمايت از معلولان در سال 1383 در مجلس تصويب شد و فرصتي در اختيار سازمان بهزيستي قرار گرفت، اما از آن زمان تا سال 1385 متأسفانه وزارتخانه ها از آن تمکين نکردند. وي افزود: براساس مصوبه مجلس وزارتخانه ها بايد حداقل 3 درصد از سهم استخدامي خود را به مددجويان و معلولان تحت پوشش سازمان بهزيستي اختصاص بدهند که از سال 1385 به بعد با رايزني هاي سازمان بهزيستي کشور توانستيم از اين فرصت استفاده کنيم. وي گفت: در طول اين مدت توانسته ايم 772 نفر را به استخدام سازمانهاي دولتي درآوريم. هر چند افراد متقاضي کار در سازمان بهزيستي بسيار زياد هستند، اما بايد گفت: برخي از اين افراد کم سواد و يا حتي بي سواد هستند اما اولويت سازمان بهزيستي براي افراد تحصيلکرده است که حداقل مدرک دانشگاهي داشته باشند. |
|
|
۲۰/۷/۸۸
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 6:59 توسط مریم زنگنه
ازدواج فاميلي عامل اصلي اختلال شنوايي در ايران است؛ حذف واژه «ناشنوايي مطلق» از واژگان سلامت جهان |
|
گروه جامعه- مريم زنگنه: در صورتي که کم شنوايي در روزهاي اوليه تولد تشخيص داده شود تا 90 درصد اين کودکان مي توانند زندگي عادي داشته باشند.

غلامي سرپرست توانبخشي معلولان جسمي حرکتي حسي در ديدار خبرنگاران از واحد شنوايي سنجي نيوشا در تهران گفت: تجهيزات غربالگري شنوايي در بيمارستان در اختيار تمام استانها قرار دارد، بنابراين با انجام غربالگري شنوايي در روزهاي اول تولد مي توان اميد داشت که کودک زندگي معمولي داشته باشد. البته بعد از تشخيص کودک بايد وارد مرحله درمان و کاشت حلزون شود. وي افزود: مرحله اول غربالگري براي نوزادان در سال 1383 آغاز شد که حدوداً 21 هزار نفر غربالگري شدند، در سال 87 اين رقم به 250 هزار نفر رسيد که از اين تعداد 2 هزار و 158 نفر به مرحله تشخيص رسيدند و از اين افراد، حدود 657 نفر در مرحله مداخله هستند. وي گفت: مداخله شامل تمامي خدمات کاشت حلزون، توصيه سمعک و کارهاي توانبخشي است. غلامي خاطر نشان کرد: هزينه کاشت حلزون در کشور ما 26 ميليون تومان است که از اين رقم 20 ميليون توسط دولت پرداخت مي شود. 3 الي 4 ميليون توسط بهزيستي کمک مي شود و بقيه را خانواده ها پرداخت مي کنند. وي گفت: طي سال 86 تا 87 براي 900 نفر اين مبالغ توسط بهزيستي پرداخت شد. هر فردي که به معاونت توانبخشي در بهزيستي استان مراجعه کند و نياز به اين کمک داشته باشد، اين کمکها براي کاشت حلزون به او مي شود. وي افزود: در حال حاضر 105 مرکز شنوايي شناسي دولتي در کشور فعال است که 131 کارشناس در آن مشغول به کار هستند، همچنين 126 مرکز گفتار درماني دولتي وجود دارد که 151 نفر کارشناس دارد. اما بعد از اينکه کودک کاشت حلزون داشت حتماً بايد به مراکز دولتي يا غيردولتي مراجعه کنند و درمان را ادامه دهند. وي يادآور شد: مراکز شنوايي شناسي با کمک خانواده که سعي در تربيت حس شنوايي کودک دارد، در اين راستا با کمک خانواده به کودک کمک بسياري خواهند کرد. هرچه تشخيص کم شنوا بودن زودتر باشد، حتي زير شش ماه، روند بهبود زودتر حاصل مي شود. وي گفت: به اين دليل واژه کم شنوا را به کار مي بريم که امروزه تعريف ناشنوايي توسط سازمان بهداشت جهاني تغييرکرده است و ما ديگر ناشنواي مطلق نداريم. وي يادآور شد: در حوزه توانبخشي بخش عظيمي از فعاليتها به بحث شنيدن و تربيت آن اختصاص دارد و در اين مرکز کودک لب خواني نمي کند، بلکه شنيدن او را تقويت مي کنند تا به همراه خانواده کودک را به زندگي عادي برگردانند. غلامي تأکيد کرد: 46 مرکز توانبخشي تربيت شنيداري در کشور داريم که اقدامات خوبي در اين مراکز انجام مي شود. در حال حاضر دو هزار و 500 کودک در مراکز تربيت شنيداري تحت تعليم هستند. شهريه در اين مرکز 120 هزار تومان است. که براي کودکان نيازمند 60 هزار تومان يارانه پرداخت مي شود. البته مراکز درجه يک و درجه دو داريم و براي مراکز درجه يک اين رقم 70 هزار تومان است.
آمار ناشنوايان در کشور
وي گفت: آمار ناشنوايان در ايران يک رقم ثابت نيست، زيرا برآورد ما 450 هزار نفر است اما فقط 121 هزار نفر شناسايي شدند که 92 هزار نفر از آنها از بهزيستي کمکهاي توانبخشي مي گيرند. وي افزود: 50 درصد عامل ايجاد ناشنوايي ناشناخته 25 درصد ژنتيک و 25 درصد مربوط به مسايل بعد از زايمان است. وي در بخش ديگري از گفته هايش خاطر نشان کرد: طبق ماده 8 حمايت از حقوق معلولان، بهزيستي در حال حاضر شهريه دانشگاه 12 هزار و 700 دانشجوي غيردولتي را پرداخت مي کند که دو هزار و 500 نفر آن ناشنوا هستند، اين رقم از 300 هزار تومان در مقطع کارداني شروع و تا 2 ميليون و 500 هزار تومان در مقطع دکترا ختم مي شود. همچنين براي تشويق دانشجويان پذيرفته شده در مراکز دولتي، 500 هزار تومان تشويقي پرداخت مي کنيم. وي تأکيد کرد: شنوايي يک اختلال پنهان است، به همين دليل بايد مردم را از وضعيت ناشنوايان و نيازهاي آنان آگاه کنيم. ايجاد فرصتهاي مناسب اجتماعي فرهنگي شغلي براي ناشنوايان از اهداف دفتر توانبخشي معلولان حرکتي حسي است. خطر ازدواج هاي فاميلي را جدي بگيريم
سعيد ملايري شنوايي شناس و مديرعامل مرکز توانبخشي نيوشا نيز در جمع خبرنگاران گفت: 70 درصد علت ناشنوايي ازدواجهاي فاميلي است، اين رقم در برخي استانها که ازدواج فاميلي بيشتر دارند تا 85 درصد نيز افزايش مي يابد. وي گفت: در مرکز توانبخشي نيوشا که تنها مرکز تربيت شنيداري در تهران است نيز 85 درصد از مراجعه کنندگان، فرزندان کم شنواي حاصل از ازدواج خويشاوندي دارند. وي گفت: ضرورت کار توانبخشي براي کودکان حضور خانواده هاست و در مرکز توانبخشي نيوشا با پذيرش کودکان از زير شش ماهگي تا شش سالگي با کمک خانواده ها تربيت شنيداري صورت مي گيرد، تا فرد به زندگي عادي برگردد. |
|
|
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر 1388 10:27 توسط مریم زنگنه
| گفتگو با يک بيمار HIV + ؛ همه چيز از «حشيش» شروع شد |
|
* مريم زنگنه چند سال قبل يک بيمار HIV مثبت را در کانون هموفيلي ايران ديده بودم. رنگ پريده بود و يک نايلون بزرگ دارو به

همراه داشت و مي گفت هر کجا مي روم اينها را بايد با خودم ببرم اما خوشحال بود که 50 ميليون تومان قرار است غرامت جانش را از دولت بگيرد. تا اينکه چند روز قبل که براي تهيه گزارشي به يک مرکز ترک اعتياد رفتم با يک جوان 32 ساله مصاحبه کردم که او هم HIV مثبت بود و کار درمانش را از 18 ماه قبل آغاز کرده بود. نسرين قصه زندگي اش را اين گونه تعريف مي کند: 16 ساله بودم که اعتياد را با حشيش شروع کردم و بعد از آن به سمت ترياک کشيده شدم. مدتي بود که ترياک مصرف کردم تا اينکه با هروئين آشنا شدم و ديدم مصرف آن راحت تر است و مدتي بعد هم شروع به تزريق کردم و در همين زمانها بود که ايدز گرفتم. از همان اوايل که معتاد شدم بارها و بارها به زندان افتادم اما هيچ انگيزه اي براي ترک اعتياد نداشتم. اصلاً فکر نمي کردم روزي برسد که من بتوانم بدون مواد مخدر زندگي کنم اما در زندان اجباراً ترک مي کردم زيرا آنجا مواد وجود ندارد و مجبور بودم که موقتاً ترک کنم اما بعد از اينکه از زندان آزاد مي شدم دوباره شروع به مصرف مواد مي کردم.تا اينکه توسط دوستانم با اين مرکز اعتياد آشنا شدم و زماني که به اينجا مراجعه کردم از لحاظ دروني در وضعيتي افتضاح بودم. در مرکز ترک اعتياد با متادون درماني آشنا شدم. يکي از حسهاي معتاد، حريص بودن او به سمت مواد است من هم از اول دلم مي خواست که هم متادون و هم ترياک مصرف کنم چرا که متادون به تنهايي جوابگوي نياز من نبود. بعد از اينکه متادون مصرف کردم خوشم آمد و دنبالش آمدم تا اينکه با مشاوره ها و مددکاري که در مرکز ترک اعتياد با من انجام شد ترياک را کنار گذاشتم و اکنون فقط متادون مصرف مي کنم. نسرين برخورد خوب مددکاران مراکز ترک اعتياد را عامل مهمي در ترک اعتياد خودش مي داند و 18 ماه است متادون مصرف مي کند. او متأهل است و همسرش بيماري او را پذيرفته و به ترک اعتياد او کمک مي کند.گفتني است، مراکز کاهش آسيب گذري به طور رايگان از معتادان حمايت مي کنند و تمام تلاش آنها اين است که معتاد در خيابان و در ملاء عام نباشد؛ شما هم اگر معتادي در خانواده خود داريد به اين گونه مراکز معرفي کنيد. |
۳۰/۶/۱۳۸۸
+
نوشته شده در دوشنبه ششم مهر 1388 11:42 توسط مریم زنگنه
يک مقام مسؤول در جمع خبرنگاران؛ نبود استاندارد باعث اتلاف بيت المال در تجهيز مدارس مي شود |
|
گروه جامعه- مريم زنگنه: بخش زيادي از بيت المال بابت نبود استاندارد در تجهيزات مدارس اتلاف مي شود.

دکتر مرتضي رئيسي، رئيس سازمان و تجهيزات و نوسازي مدارس گفت: در مدارس کشور ما فقط استاندارد کمي داريم اما اصلاً استاندارد کيفي وجود ندارد و اين وظيفه مؤسسه استاندارد و تحقيقات آموزشي و پژوهشي است که اين استاندارد را بايد براي آموزش و پرورش تعريف کند. وي افزود: در آموزش و پرورش فقط سالي 100 ميليارد تومان بابت تجهيزات هزينه مي شود اما به دليل نبود استاندارد اين اعتبارات حيف و ميل مي شود. وي در بخش ديگري از سخنانش گفت: بخاري چکه اي هم همچون مدارس کپري به تاريخ پيوست، زيرا امسال از تمام استانها استعلام کرديم و اعتبار لازم براي استانها براي خريد بخاري کاربراتوري تعيين شد و تأکيد شد بخاري حتماً بايد استاندارد داشته باشد. وي همچنين گفت: با کمک بسيج سازندگي امسال 20 هزار مدرسه نقاشي شده و تا اوايل مهرماه آماده خواهد شد.

دکتر مرتضي رئيسي همچنين گفت: در شش ماهه ابتداي سال 88 ، دو هزار و 603 پروژه آموزشي، پرورشي و ورزشي در استانهاي مختلف آماده بهره برداري شد، اين تعداد پروژه ها شامل 11 هزار و 200 کلاس درس، يک ميليون و 800 هزار مترمربع زيربناست و اگر اعتبارات به موقع تأمين شود، تا پايان سال چهار هزار پروژه ديگر به بهره برداري خواهد رسيد که 1400 پروژه از آنها در دهه فجر است. وي گفت: امسال حداقل هزار پروژه مقاوم سازي خواهد شد و در اين بين کمکهاي خيرين بسيار زياد و جدي بود و رقم تعهدات خيرين امسال به 733 ميليارد تومان رسيد که نسبت به سال 78 که سال آغاز فعاليت جامعه خيرين بود 43 برابر شده است. وي گفت: مجموع اعتباري که براي ساخت اين دو هزار پروژه اختصاص يافت 800 ميليارد تومان است که از محل منابع دولتي و مشارکت مردم تأمين شد. وي افزود: طي 4 سال گذشته هر روز 11 هزار پروژه با زيربناي هفت هزار و 600 مترمربع به بهره برداري رسيد. هر روز 50 کلاس درس جديد و هر ساعت 2 کلاس درس ساخته شد. اعتبارات عمراني در دولت نهم نسبت به دولت هشتم بيش از 3 برابر شده است. وي گفت: زيربناي هر کلاس نيز به 154 مترمربع رسيد که اين رقم در گذشته 100 متر بود. مرتضي رئيسي، خاطرنشان کرد: در کل در کشور 50 ميليون مترمربع زيربناي آموزشي داريم که به هر دانش آموز حدود 3/5 مترمربع مي رسد، اين رقم در کشور ما استاندارد است. وي در بخش ديگري از گفته هايش ضمن اعلام خبر برگزاري چهارمين همايش «مدرسه ايراني معماري ايراني» در اسفندماه خاطرنشان کرد: در ساخت مدارس جديد به معماري ايراني توجه شده است و بسياري از متخصصان معماري ايراني بر طراحي و ساخت اين مدارس نظارت داشتند.
نصب دوربين مدار بسته در مدارس، ممنوع!
قائم مقام رئيس سازمان آموزش و پرورش شهر تهران تأکيد کرد: نصب دوربينهاي مدار بسته در مدارس ممنوع است. علي اکبر حامدي در گفتگو با ايرنا اظهار داشت: براساس مصوبه شوراي عالي آموزش و پرورش، در صورت نصب چنين دوربين هايي، مدير مدرسه پاسخگو خواهد بود. قائم مقام سازمان آموزش و پرورش شهر تهران ادامه داد: والدين در صورت مشاهده دوربينهاي مدار بسته در مدارس مي توانند مراتب را به واحد ارزشيابي و حراست مناطق آموزش و پرورش گزارش دهند تا مورد رسيدگي قرار گيرد. |
۳۱/۶/۱۳۸۸
+
نوشته شده در دوشنبه ششم مهر 1388 11:41 توسط مریم زنگنه
| قدس گزارش مي دهد ؛ افزايش بي سر و صداي تعرفه هاي آزمايشگاهي |
|
مريم زنگنه-افزايش 30 درصدي تعرفه هاي آزمايشگاهي از آن دسته افزايشهايي بود که از دو هفته قبل، خيلي آرام و بدون ايجاد جنجال مطبوعاتي، انجام شد.

مردمي که بيماريهايي دارند که گاهي مجبورند هر دو ماه يکبار چکاپ کامل شوند، ناگهان با افزايش شديد بهاي تعرفه هاي آزمايشگاهي روبه رو شده اند. خانمي که ديابت دارد و به آزمايشگاهي مراجعه کرده است و دفترچه بيمه تأمين اجتماعي دارد، مي گويد: سالهاست تحت نظر پزشکم هستم و او هر دو ماه يکبار يک آزمايش مشخص را براي من تکرار مي کند. وي مي افزايد: سال گذشته اين آزمايش خون را حدود 20 هزار تومان انجام مي دادم، امسال که تعرفه طبق معمول هر سال در ابتداي سال افزايش يافت و به حدود 30 تا 35 هزار تومان رسيد، اما امروز يکي از روزهاي مياني شهريوماه 88 که براي انجام همان آزمايش هميشگي مراجعه کرده ام، شاهد افزايش قيمت وحشتناک تعرفه بودم، به طوري که 65 هزار تومان بابت همان آزمايش هميشگي پول پرداخت کردم. وي مي گويد: وقتي به مسؤول آزمايشگاه اعتراض کردم، فهرستي را جلوي روي من قرار داد و گفت که براساس اين فهرست، تعرفه ها افزايش پيدا کرده است و من هم که از اين ليست چيزي متوجه نمي شوم، اما مجبور هستم آزمايش را انجام دهم. همچنين خانم جوان ديگري نيز براي آزمايش به يک آزمايشگاه در يک کلينيک دولتي مراجعه کرده است، مي گويد: در آزمايش من چيز زيادي خواسته نشده است، فقط چربي، قند، کلسترول و چند مورد ديگر بابت آن بايد 25 هزار تومان پرداخت کنم، در حالي که قبلاً با هشت هزار و يا 10 هزار تومان اين آزمايش را انجام مي دادم. اما يک مسؤول آزمايشگاه در مراجعه خبرنگار ما به آزمايشگاه، بدون اينکه بداند با يک خبرنگار حرف مي زند (! ) از افزايش 30 درصدي تعرفه آزمايشگاه خبر مي دهد و مي گويد: تعرفه هاي آزمايشگاه از دو هفته قبل 30 درصد افزايش يافته است، البته نوع آزمايشگاه و نوع آزمايش خواسته شده هم با يکديگر متفاوت است و ممکن است آزمايشي باشد که هر فاکتور آن 20 هزار تومان تعرفه داشته باشد.
دفترچه هاي بدون خاصيت
اگر هر کدام از شما تحت پوشش بيمه تأمين اجتماعي هستيد، در هر ماه وقتي به فيش حقوقي تان نگاه مي کنيد، حتماً متوجه شده ايد که رقم قابل توجهي از حقوق شما بابت بيمه کسر مي شود و بايد بدانيد که دو برابر اين رقم توسط کارفرماي شما به سازمان بيمه تأمين اجتماعي پرداخت مي شود، يعني اگر 30 هزار تومان از حقوق شما کسر شده است و در واقع 90 هزار تومان بابت شخص شما به سازمان تأمين اجتماعي پرداخت شده است. در مقابل سازمان بيمه تأمين اجتماعي دفترچه هايي در اختيار شما گذاشته است که با آن نشان مي دهيد که بيمه هستيد، اما بايد گفت که کاش اين دفترچه ها را در اختيار نداشتيد، چرا که مطمئن باشيد کار چنداني براي شما انجام نمي دهند. يک بار اين ريسک را انجام دهيد و به پزشک خانوادگي تان مراجعه کنيد و از او بخواهيد به جاي استفاده از دفترچه نسخه آزاد بنويسد، باور کنيد وقتي به داروخانه مراجعه مي کنيد، تفاوت قيمت نسخه آزاد و دفترچه بيمه تأمين اجتماعي در يک نسخه 10 هزار توماني فقط دو هزار تومان است. درآزمايشگاه نيز همين اتفاق رخ مي دهد، يک آزمايش مشخص را اگر بر روي دو برگ نوشته باشند، وقتي هر کدام را روي پيشخوان بگذاري، متوجه مي شوي که تفاوت قيمت خيلي خيلي کم است. وقتي از مسؤولان تأمين اجتماعي راجع به عدم کارايي دفترچه هاي بيمه سؤال مي کني، مي گويند؛ سازمان تأمين اجتماعي مراکزي دارد که کاملاً رايگان هستند و بيمه شدگان مي توانند از آن مکانها استفاده کنند. ضمن اينکه چون سازمان تأمين اجتماعي با استفاده از همين حق بيمه ها که از افراد مي گيرد، حقوق بازنشستگي مي دهد، پس مجبور است تعرفه هايش با خدمات درماني متفاوت باشد. البته اين مسؤولان درست مي گويند، مثلاً در تهران بيمارستان ميلاد براي بيمه شدگان رايگان است، اما در اين بيمارستان اگر بخواهي يک آزمايش ناشتا بدهي، از ساعت 6 تا 10 بايد در نوبت بماني تا بتواني، آزمايش بدهي، چرا که پذيرش آزمايشگاه اين بيمارستان بسيار شلوغ است. همچنين اين بيمارستان فقط نسخه هايي را قبول مي کند که توسط پزشکان مجموعه مهر شده باشد و اگر از خارج از بيمارستان نسخه بياوري، پذيرش نمي شوي! البته تعداد مراکز بيمه تأمين اجتماعي آنقدر کم و مراجعه کنندگان آنقدر زياد است که مجبور مي شوي عطايش را به لقايش ببخشي.
بيمه هاي ناکارآمد، مشکل اصلي
اين گزارش نمي خواهد در مذمت بيمه اي و در مدح بيمه اي ديگر بکوشد. اين گزارش به اين نيت تهيه شده است که سؤال کند قيمت جان يک انسان چند است؟ وقتي تأمين سلامت براي افراد يک کشور تا اين اندازه گران است، خوب اگر شخصي باشد که همان حداقلهاي کارمندي و مستمري بگيري را نداشته باشد، مسلم است نه به دکتر مراجعه مي کند و نه به دنبال دارو و آزمايش مي رود.تصور کنيد وقتي دفترچه بيمه نداري و فقط 13 هزار تومان البته باز هم بستگي به انصاف پزشکش دارد، بايد حق ويزيت بدهي و حداقل آزمايش برايت 25 هزار تومان آب مي خورد و حداقل پول دارو با نسخه آزاد 20 هزار تومان مي شود، فقط مراجعه به پزشک براي درمان موقت يک بيماري بيش از 50 هزار تومان هزينه مي برد. کساني که از حداقل درآمدها برخوردار هستند، چطور مي توانند در هر نسخه 50 هزار تومان هزينه کنند؟تلويزيون را مي بينم که انواع و اقسام بيمه ها را تبليغ مي کند، اما بيمه در کشور ما مثل ساير کشورها يک صنعت است و وقتي چيزي اسم صنعت دارد، تا توجيه اقتصادي نداشته باشد، دوام ندارد. مي خواهم بپرسم چطور داعيه اين مسأله که همه ايرانيان بايد بيمه باشند بر سيارات ديگر هم رسيده است، اما چرا هنوز جمع زيادي از ايرانيان بيمه نيستند؟ چون اين مسأله که همه ايرانيان بايد بيمه باشند، فقط يک ادعاست بيمه زنان سرپرست خانوار و يا زنان خانه دار يک ادعاست، چرا که در هر ماه يک زن سرپرست خانوار بايد مبلغي را به بيمه بدهد تا بيمه شود و طبيعي است که تأمين اين هزينه براي يک زن بي سرپرست مشکل است... و تازه بعد از اين همه مشکلات، وقتي بيمه هاي درماني تا اين حد ناکارآمد است، فايده بيمه چيست؟ اين قصه سردراز دارد... . |
۴/۷/۱۳۸۸
+
نوشته شده در دوشنبه ششم مهر 1388 11:39 توسط مریم زنگنه
| دردسرهاي ضامن شدن در بانک ؛ اين سوژه در خونه شما هم مي نشيند |
|
مريم زنگنه- در ميان صفحات نيازمنديهاي روزنامه ها هر چيزي را مي توان پيدا کني، از شيرمرغ بگير تا ضامن بانکي. جالب است

بدانيد ديگر براي ضمانت وام نياز نيست به دوست و آشنا و خويشاوند رو بزنيد کافي است به سراغ صفحه نيازمنديهاي روزنامه ها برويد و شماره مؤسساتي که به شما ضامن معرفي مي کنند را بگيريد. افرادي هستند که حاضرند ضامن وام بانکي شما بشوند و هيچ کس نمي داند فرد يا افرادي که مايلند چنين خدماتي ارائه دهند داراي مجوز هستند يا نه. اما آن چه براي متقاضيان وام بانکي اهميت دارد صحت مدارک ضامن بانک است که اتفاقاً مورد تاييد بانکها قرار مي گيرد. به اين ترتيب اگر نياز به 10 ميليون تومان وام بانکي داريد مي توانيد با چشم پوشي از يک ميليون تومان بابت خريد امتياز وام و يک ميليون تومان بابت معرفي ضامن از خدمات سيستم بانکي ايران بهره مند شويد. اما چنين افرادي که ضمانت وامي را انجام مي دهند بايد با يک شرکت اين کار را انجام دهند و خود به تنهايي نمي توانند ضمانت را انجام دهند. شيوه کار شرکتها به اين شکل است که بابت ضمانتي که ارائه مي دهند بخشي از وام را نزد خود نگه مي دارند تا زماني که اقساط تمام شد، اين بخش برگردانده مي شود. مثلاً يک شرکت سهامي خاص چنين خدماتي ارائه مي دهند. گرفتن وام بانکي براي واحدهاي صنعتي و توليدي و کشاورزي تا سقف يک ميليارد تومان با سود زير 10 درصد با انجام تمام کارهاي مربوط به وام از قبيل تهيه طرح توجيهي، گرفتن مجوز و... و دستمزد شامل 2 درصد مبلغ وام است که 20 درصد آن در ابتدا و 80 درصد آن بعد از دريافت وام گرفته مي شود. اين شرکت بابت اين وامهاي ميلياردي ضامن نيز معرفي مي کند و عنوان مي کند ضمانت وامهاي بانکي شما با به ضمانت گذاشتن اسناد مربوط تا 30 درصد مبلغ وام به صورت وديعه نزد شرکت مي ماند و وقتي اقساط پرداخت شد پول به امانت گذاشته شده به شما برگردانده مي شود.
وامهاي خرد
اما کساني که وامهاي ميلياردي دريافت مي کنند حتماً يا خودشان ضامن معتبر معرفي مي کنند يا از طريق چنين شرکتهايي اقدام مي کنند و اين شرکتها با دريافت اسناد و مدارک کامل دردسرهاي ضامن را براي وام گيرنده کم مي کنند. اما واقعاً چند درصد مردم چنين وامهاي کلاني را دريافت مي کنند؟ درصد قابل توجهي از مردم وامهايي از قبيل وام 2 ميليوني ازدواج تا 7 ميليوني خودرو و گاهي 10 ميليوني و يا 18 ميليوني مسکوني را دريافت مي کنند و براي دريافت چنين وام هايي احتياج به ضامن پيدا مي کنند. در اين صورت هم شرکتهايي هستند که به ازاي هر ضامن 500 هزار تومان و سهم شرکت براي تهيه اين وام يک ميليون تومان دريافت مي کنند مثلاً شرکتي آگهي داده است براي فروش وام 7 ميليوني خودرو از اين رقم حدود 900 هزار تا يک ميليون تومان بابت فروش وام کسر مي شود و به ازاي معرفي هر ضامن نيز 500 هزار تومان، بنابراين يک خريدار وام 7 ميليوني، فقط 5 ميليون تومان به دستش مي رسد در حالي که بايد قسط 7 ميليون تومان را بدهد. اما با تمام اين احوال، عطش مردم براي گرفتند وام هاي خرد به پايان نمي رسد. در هر صورت همه مردم از خدمات اين شرکتها استفاده نمي کنن گاهي يک زوج خودشان اقدام به دريافت وام ازدواج مي کنند و بانکها چنان سخت گيري مي کنند تا گيرنده وام را از تقاضايش هر چند که وام ازدواج باشد پشيمان مي کنند. شرايط بانک براي يک وام دو ميليوني معرفي ضامني است که حتماً شاغل باشد و حتماً در بانک ملي حقوق بگيرد و حتماً نامه کسر از حقوق از ضامن و وام گيرنده در پرونده داشته باشد، ضامن چک را امضا کند و وام گيرنده به ازاي مبلغ وام نيز سفته بدهد و يا فردي که براي دريافت وام خودرو به بانک مراجعه مي کند نيز با چنين شرايطي روبرو مي شود.بنابراين متقاضيان وام ترجيح مي دهند از بخشي از مبلغ وام بگذرند اما درد سر ضامن و... نداشته باشند. بنابراين آگهي هاي صفحات روزنامه ها مأمني براي هر يک از آنها مي شود.
بشنويد از ضامن ها
چند سالي است که افرادي پيدا شده اند که با دريافت مبلغي کمتر از 400 هزار تومان نيت ضمانت افراد را انجام مي دهند که البته باز هم گاهي افرادي آنقدر به مبلغ وام نياز دارند که نمي توانند از آن 400 هزار تومان بگذرند. بنابراين دوست و آشنا و خويشاوند ضمانت آنها را مي کنند. اما گاهي اوقات همين کار خير کردن دردسري مي شود براي ضامن. چند روز قبل تلويزيون جواني را نشان مي داد که براي ضمانت کردن وام فردي به زندان افتاده بود به اين شکل که بابت وام دوستش به بانک چک داده بود و دوستش نتوانسته بود اقساط را پرداخت کند بنابراين بانک سراغ ضامن رفته بود و چون ضامن هم نتوانسته بود پرداخت کند فرد به زندان افتاده بود. گاهي اوقات اعتماد کردن به فردي حتي نزديک ترين فرد به انسان نيز دشوار مي شود زيرا بي مسؤوليتي اين افراد سبب دردسرهاي بزرگ براي ضامن مي شود. آقاي حسين. ن مي گويد: ضمانت دو وام بانکي را براي يکي از بستگان نزديک انجام داده ام که هر بار با عقب افتادن چند ماه اقساط وي بانک مستقيماً به سراغ من مي آيد، چندين بار با تلفن و سپس با ارسال نامه هايي به اداره من تقاضاي بازپرداخت اقساط را دارند و در نهايت اين اقساط از حقوق من کسر مي شود و بايد بعد از آن با دردسر پولم را بگيرم. وي مي افزايد: اي کاش در بانکها شرايطي وجود داشت که در صورت بد حساب بودن وام گيرنده ضامن بتواند مدارکش را پس بگيرد و بار مسؤوليت را از دوش خودش بردارد. به اعتقاد من بانک بهتر است به جاي گرفتن ضمانتهاي حقيقي به فکر گرفتن ضمانتهاي حقوقي باشد. مثلاً اگر کسي وام خودرو دريافت مي کند اسناد خودرو را به عنوان ضمانت نگه دارند تا در صورت پرداخت نکردن وام از خود گيرنده وام پولشان را بگيرند و يا اينکه سند مالکيت منزل را به عنوان وديعه نگه دارند. مسأله اينجاست که بانکها با گرفتن ضامنهاي حقيقي خود را از دردسرها بعدي دور مي کنند و به محض عقب افتادن حتي يک قسط اين ضامن است که زير سؤال مي رود.
وام هاي سهل الوصول
وامهاي سهل الوصول نيز دروغي بيش نيست. لطفاً گول چنين آگهي هايي را نخوريد. اما وجود شرکتهايي که هم خودشان وام را جور مي کنند و هم ضامن را براي افرادي که از مسؤوليت پرداخت قسط طفره مي روند بسيار مفيد است زيرا آنها به راحتي مي توانند فرد را وادار کنند اقساط خود را پرداخت کند | |
۵/۷/۱۳۸۸
+
نوشته شده در دوشنبه ششم مهر 1388 11:37 توسط مریم زنگنه